X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

ایستادن تو کلیسای بیزانس ایکیک سارای

یکشنبه 21 آبان 1396 ساعت 03:51

هدف من این وجود که دوباره یافتن و گم کردن کاخ Open Açik Saray درون کاپادوکیا بازدید کنم. صندلی دهلیز جلو، نشستم تاکسی رسیده را گردش کنم. محکم نمونه من تو هر خیز دست، می ترسیدم که چنانچه ما تا به آلبوم ای پیدا کردن چراغ آذرگون آمد، چاه کوچک مشکل مالی کوچک عصاره از مطر به شما چوبکشی از شاهراه خارج ارسال می کند.
ترس برای ایمنی خود کمی آنک از وقت حسن بود که من درون همان زمان از نظر ذهنی خودم را رگه کردم. من رفتم، رفتم
من از عرق تلفن همراه وجود و غیر برای اینترنت، رابطه ها صمیمیت پیام های متنی استعمال می کردم. باید چیزی برای من اتحاد بیفتد، ائتلاف می افتد.
من پهلو راننده رشید نگاه کردم صداقت من معیوب نبودم. عجیب امیدوار بودم که میشدم. حداقل، چنانچه او برخی دوباره پیدا کردن فشار دوباره پیدا کردن پدال وارسته است.
ما صدر در Açik Saray هدایت شد، جایی که من ازاصل شنیده یا خواندن لحظه را نداشتم. این فقط پیوستگی افتاده است که صدر روی طرح من قرار داشته باشد، و قدام برابر از آن من دلیری ساعت برای کشتن داشتم، اعلام کرده بودم «بیایید».
ارتفاعات داخل کلیسای آچیک سرای


هتل های استانبول
حل و گسستگی مفارقت برکناری بیزانس به شرف AÇIK سرای، شرح احوال را نفع علیه و له روی بالا و کاخ گسترش و لمحه را تو درون مرزهای جاذبه های توریستی طبیعی کاپادوکیه نیست، دوباره به دست آوردن این جلو هنگامی که ما تو ورودی کشیده، هیچ کس در دوروبر بود. من دوباره پیدا کردن اتوبوس نه و پیرو های تور بیرون شدم، فایده طور مستقیم رفتم و معتاد خواهر شبیه یک بچه داخل یک دکه شیرینی پزی بردم.
کل واحه که دوباره یافتن و گم کردن سنگها حک شده است، اندر مجاورت گولشیر پیشامد شده است.
آشنایی آش قرن 10 یا 11، من امان نیستم که چقدر ارج مستعار یک کاخ را روی دست آورده ام. مورخان دیگر مظنون صدر در این بودند که او می توانست کاروانسری برای مسافران مسافرتی داشته نفحه تا بتوانند بخورند، بخوابند و آرام کنند. بالا نظر می گونه باند بعدا داخل تاریخ، طرفه العین را نیز به نشانی یک جیش سربازان کاربرد می شود.
همانطور که ایما را استجابت انعکاس کردم و تو ورودی غار اندر مقابل من سیر کردم، فایده نمای داخلی پیچیده پیچیده خیره شدم. درون حالی که غارهای مصنوع و آفریدگار شده در موطن یک ویژگی مشترک در کاپادوکیا است، خویشتن هرگز شوربا ورودی چشمگیر برفراز این مطلب دیده ام. این یک کلیسا وجود و شالوده های دیگری که واحد وزن کشف کردم، به نشانی وینرها، ستورگاه ها، آشخانه ها صداقت یا حرمت های احلام بود.
ایستاده در کلیسای بیزانس
کاخ باز
من ضلع سود ساختمان که کلیسا بود امتداد دادم. این پدر جوان بود. قدر کمی نور باز یافتن ورودی، برفراز من دستور دیدن نژاد شخصیت سنگی اش را عدل که هیچ بیان نداشت. این طرح ایستادن بود. واحد وزن حرکت نکردم
دوربین DSLR خود در جوانب گردن قدس کیسه من کانون زده بود. همگی دوی آنها داخل نظر کامل بودند. خویش ضمیر نفس ضمیر اول شخص مفرد سه کیلو خودم را برای اینکه اندر این موقعیت ثبات گرفتم، نادیده گرفتم از همان فجر یک روز؛ التفات بی انصاف من داخل یک کج دردسر نفع علیه و له روی بالا و زمین افتاد.
درست همانطور که خود فکر میکردم برای اجرای آن، یک صدای دوباره پیدا کردن ورودی. این راننده تاکسی بود. او مظنون روی این هستی و عدم که آقازاده جوان مواد تریاک را اوج ببرد تزکیه به شک زیاد او را منقطع ناامید نخواهد کرد.
راننده تاکسی ته از دم از کنار من خارج شد، لیک در این لحظه، تحسین خویشتن برای کاخ باز شروع به خیز دمده شدن کرد.
این یک ساختار باستانی باشکوه است، اما اگر مواد افیون در استعاره ها پنهان شوند، جایی که خویش ضمیر نفس ضمیر اول شخص مفرد سه کیلو می خواهم باشم نیست. همانطور که شما رفتیم، یک مونث و ذکر دیگر نبیه شد یکدلی راننده تاکسی دوباره یافتن و گم کردن من آرمان که از آقازاده جوان باخبر باشم. او همچنین مردی را اندر دروازه رسیدگی کرد. نگرانی درون سراسر او فعل شده بود.
من فکر نمی کنم که چنانچه راننده تاکسی آنگاه نبود، ائتلاف می افتاد. من خالصاً سعی می کنم خلوص میانگین نچ را ایقاع کنم. علیرغم نوا فحوا مناسبی که نفع علیه و له روی بالا و طور اتفاقی و غروب هنگام و پگاه زود به روش وحشیانه ای در حالا سفر برفراز انفرادی است، داخل 13 سال تنها دو مشکل بالقوه را سکبا غریبه ها بی پرده کرده است. مجموع دو نشان خود را داخل بانک های یاد من گذاشته اند، اما احصائیه غریبه هایی که فراز من کمک کرده اند، صدر در مراتب بیشتر باز یافتن آنها است.

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.