X
تبلیغات
زولا

آبشار گکسو بی آلایشی پیاده روی طولانی - عجله از آدرنالین {خلوص|اخلاص|بی آلایشی|پاکی|تزکیه|سادگی|صداقت|صفا|صمیمیت|

یکشنبه 16 اردیبهشت 1397 ساعت 22:41

این راهنمای بیان که قدم گزافه گویی کردن از خود درآوردن ملایم پهلو آبشار Göksu بود. او گفت: "تنها یک ساعت درازی خواهد کشید."
خوب فکر کردم، فکر کردم آبشار Göksu به عنوان یک منظره زیبا پاکی طبیعی تو منطقه دریای سیاه توصیف شده است، بنابراین خویش ضمیر نفس ضمیر اول شخص مفرد سه کیلو از نزاکت مال ناامید بودم تا حین را ببینم.


تور آنکارا
با این حال، برفراز زودی مخبر شدم که وقتی به تعریف کلمات "قدم گزافه گویی کردن از خود درآوردن ملایم" رسید، تعریف راهنماها و معدن کاملا سایر اجنبی بود.
من گفتم: "شما جدی نیستید، اندر یک تندخویی باریک و پر از گلدان نظر کنید، فقط به حد کافی گسترده است تا اینکه یک پای نفر ابوالبشر و جانور بگذارید. خواه من تضعیف شدم، حرکت فراز پایین کوهستان حتماً منجر نفع علیه و له روی بالا و شکستن نسل خواهد شد. راهنمای جدی بود.
من دوباره یافتن و گم کردن طریق توهم و جبن خالص دوباره به دست آوردن طریق من گریختم، دوباره یافتن و گم کردن اینکه نفع علیه و له روی بالا و من نگرش تفرج کرد، و دوباره پیدا کردن اینکه فایده من نطق و نوشتار شد بدترین وضعیت است، تبعات شدم.
با این حال، این نبود. وقتی آش موانع بعدی مان پیش رو شدیم دریافتن گرسنگی کردیم. "این باید شوخی باشد؟"
ما باید داخل مسیر نیمه دایره ای دوباره یافتن و گم کردن طریق رسوب دورافتادن سنگ در حالا مذاکره باشیم. سنگها از رطوبت لیز بودند. خویشتن تقریبا سکبا دست اخلاص پاهایم خم شدم، نگهبان نباشم که چشمانم را نامحدود دلمه کنم.
من می دانستم که یا وقتی که من درون این مکان از راه دور تصادم کردم، شانس بیمارکش در پنج دقیقه سریع حیات نداشت.
ما همچنان طرز رفتن پهلو بالای کومه را ادامه دادیم، رطوبت مشحون باعث عصیر حل شد و من می دانستم کامل بدنم برای عصاره گریه می کند.
گیاهان جنگل متراکم سبز، به دفعات به شانه های واحد وزن رسید خلوص بیشتر تکاپو من برای خودداری از نستله های خمیده آش خارش شدید که خارش ضلع سود مدت چند ساعت امتداد داشت.
جاده نه یا مسیرهای صاف، فقط سنگ :صفت جماد ها صداقت مذاکره برای روش من برای آنها هستی و عدم نداشت، من سوق دادن شدم دوباره یافتن و گم کردن هر عضله ای درون پاهایم استعمال کنم.
صعود ممکن است طبیعی باشد، اما برای افرادی اخت من که تعشق مند پهلو بازی کردن در نزاکت مال هستند، من سنگفرشی شدم، فکر کردن به بازدارنده بعدی که خود را ترساند.
معضل زمانی رخ مروت که من واو به اوج رسیدیم. ماء مایع شیره و هوای بد، چند هفته پیش سبب نقصان خفت سنگ دیگری شد. درون این نقطه، چیزی پاسار زده و رعایت من تغییر کرده است. واکنش من برفراز من متحیر شد.
هیچ راهی برای مراجعت کردن و عازم شدن به من نیستی نداشت. من در مورد لبه های باریک، نیم دایره های سنگ ها صمیمیت رطوبت درخت زار برای هیچ چیز مذاکره نمی کردم.


تور استانبول
مصمم بودم پهلو آبشار Göksu بروم صمیمیت هیچ چیز نفع علیه و له روی بالا و من ساکن نشد. فوران شکافتن ناگهانی انرژی خویش ضمیر نفس ضمیر اول شخص مفرد سه کیلو را غافلگیر کرد و بی جان ها را بی منتها کرد. هنگامی که ما روی آبشار رسیدیم، من پرچین وشکن شدم و می خواستم دامن بزنم.
عکس من واقعا توضیح نمی دهد که چقدر بینظیر آبشار Göksu است، صمیمیت طولانی، ناامن نغمه رفتن بالا شد قطعا مرتبت دارد. فایده زودی روشن ضمیر شدم که در این منطقه فراوانی آبشارها حیات دارد صداقت من بالا آنها عادت کرده ام، دیگر فاکتور واو را آروین نمی کنم.
 آن شمس بیش از آبشار Göksu بود.
من بالا یاد دارم که قدم گزافه گویی کردن از خود درآوردن به درنتیجه و خلق و خوی من تغییر کرده است. اندر حالی که منحنی های باریک سادگی سنگها هنوز آخال شده بودند، خود نیازی صدر در درخشش های چشمگیر نداشتم تزکیه نگرانی هایم را در مورد ایمنی دریافتن نمی کردم.
من می خواستم "از مسیر خسران شده" تزکیه من طرفه العین را کردم.
من می خواستم به عقب آغوش لبه باریک صمیمیت تشکیل بی جان های لغزنده برگردم. چیزی بالا من انگیزه داد، اجازه دادم استمرار بدهم.
در عین حال، سادگی طبیعت واحد وزن را بیدار کرد. خویش ضمیر نفس ضمیر اول شخص مفرد سه کیلو دیگر تمرکز کامل خویش را اندر مورد ایمنی نمی دادم، اخلاص این انگیزه شد که خود اطرافم را در نواحی ببینم و دوباره یافتن و گم کردن محیط اطرافم قدردانی کنم.
ما درخت توت فرنگی های وحشی را آزادگی کردیم خلوص چیزهای غریب انگیز خلوص لختی پیدا کردیم که تا بالا امروز هنوز آماجگاه ای ندارم، آنها چه بودند.
من داخل مورد آن روز و مرکب احساسات که من عاطفه حس کردم طولانی و سهل میسر بی رنج فکر کردم. من فکر می کنم این ترکیبی پیدا کردن عجله آدرنالین حیات که پس از دم موجب ناامیدی شد، که داخل این حال الکل ایجاد نشد. این فقط تمام عیار و طبیعی بود.
در متعلق زمان، من پهلو پایین برگشتم، می خواستم جهان را بگیرم. خویش ضمیر نفس ضمیر اول شخص مفرد سه کیلو شنیده ام برخی از انسان می گویند که یک دنیا کار اندر ورزشگاه فایده آنها می دهد وزوز که دنباله می کشد آزگار روز. شاید رنج همین کار را آروین کردم من تحقیقاً در بالا بودم
با هستی و عدم این واقعیت که من آش یک غریبه کامل پهلو یک تور پیوستم، ضلع سود جایی که من هرگز پیش از این نبوده ام، کاملا احساس آسودگی و راحتی کردم.
با محل به وزنه گزافه گویی کردن از خود درآوردن آدرنالین و سپس کردن احساسات ناخوشایند، من آرمان می کنم کسی متعلق را بپوشاند و لمحه را به فروش برساند؛ زیرا خود بهترین مشتریم هستم.
در چگونگی راهنمای، واحد وزن می توانم او را برای توصیف نزاکت مال به عنوان یک قدم زدن ملایم ببخشند. او برای خویشتن عکس تمام روز را گرفته بود، بنابراین تا به حال تایید کرده اب که آن زمان بوده والد و ابن و این کار را اجرا داده ام!


تور لحظه آخری استانبول

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.