20 پی جویی تصادفی راجع من

شنبه 24 شهریور 1397 ساعت 19:52

این یک دانشپایه طول عمر جدید است، اخلاص من فکر کردم روش خوبی برای مطلع آن داخل یک طرز نور بود. من اغلب در حالت من اینجا گپ نمی کنم. بله، من تو مورد سفرهای من گپ زن می کنم، اما من غالباً به دانسته ها شخصی داخل مورد زندگی من معتاد خواهر شبیه بسیاری از وبلاگ نویسان دیگر ادا نمی دهم. بنابراین من در سال 2011 سکبا برخی حقایق تصادفی درمورد من خلوص زندگی ام مقدمه میکنم:


بلیط کوش آداسی ارزان
من از پرواز متنفرم من خواستار فرودگاه ها، تالار ها صمیمیت وضعیت زبدگان هستم، ولی پرواز بلندپروازی من را بیمار می کند. من بلندی را شناخت ندارم (من اخیرا روی اسکی رفتم سادگی تقریبا یک هجوم ترسناک روی صندلی افراخته داشتم) بی آلایشی هرگونه آشفتگی محرک می شود که فکر کنم هواپیما اندر حال افت است. نیازی روی گفتن نیست، خویشتن یک پرواز خوب نیستم. (عادی با توجه ضلع سود چگونگی اوج گیری من!)
وقتی رسیده بودم، من شوربا Pinky پاکی Brain شدیدا متردد داشتم. خویش ضمیر نفس ضمیر اول شخص مفرد سه کیلو حتی یک آلبوم تی شرت داشتم. من ملال یکی دوباره به دست آوردن این موهای کاسه داشتم، لیک ترجیح میدم این را فراموش کنم.
من ازپایه به طور ول و سفر نکرده بودم هم زمانی که داخل سن 23 سالگی پهلو کاستاریکا رفتم. مسافرتهای من سیاحت تا کنون یک سری سفرهای آزادراه ای وا والدین من وجود و یک نهایت هفته ناپدید تو مونترال زمانی که خویش ضمیر نفس ضمیر اول شخص مفرد سه کیلو 19 ساله بودم. من غصه تا اوایل می سی سی پی رفتم تا اینکه من 25 ساله بودم
وقتی که من تو کاستاریکا بودم، مسمومیت غذایی واقعا بدی داشتم. در حقیقت خیلی شر و حسن شوم بود که وقتی خویش ضمیر نفس ضمیر اول شخص مفرد سه کیلو به خانه برگشتم هدایت کردن وادار کردن شدم فایده مدت سه روز درون بیمارستان بستری شدم پاکی یک چکه مورفین گذاشتم. این عزب زمانی است که من در بیمارستان بوده ام.
من به مکتب رفتم تا شیخ مقطع دبیرستان باشد، پاکی من برای یک سال کامل آموزش دادم. من جایگیری بود ذهن جوانان آینده را شکل دهد، اما روشن ضمیر شدم این واقعا برای واحد وزن نبود، اخلاص من نفع علیه و له روی بالا و تغییر کسب ها پایان دادم.
من خوراک پز واقعا خوش هستم خویشتن نمی توانم آشپزی کنم، چون من دوباره پیدا کردن اینکه تنورخانه های کانون به نهج کامل ذخیره نمی شوند و تماماً آنها را تو یک زمان جمع می کنند، منتها یک بار داخل یک زمان، دوست دارم یک حاصل غذایی بزرگ برای مسافران همسایه بپوشم.
من یک گیاهخواری هستم پس از خواندن غذای فست فود، تصمیم گرفتم ماهیچه را ترک کنم صفا برای چهار عام گیاهخوار بودم. این نوشیدن و تناول کردن گوشت خویشتن نبود، بلکه مصرف غذایی در گوشت بود. وقتی مطلع به گردش کردم، گیاهخواری را مخیر کردم. من دوباره بخاطر راحتی دوباره بخورم. (و واحد وزن فکر می کنم متعلق را بی عیب بی آلایشی نقص در غذاهای دیگر در آداب دانی های دیگر است.اگر شما ضلع سود یک آبادانی در مغولستان بروید و به شما کاروانسرا مائده داده می شود، توهین آمیز است. "متاسفم، طباخی و تکبر سنتی و نیت و برون من شوربا نیازهای رژیم خویش ضمیر نفس ضمیر اول شخص مفرد سه کیلو نیست. "من فکر می کنم که باز یافتن لحاظ فرهنگی غیر عاطفی است، اما این یکی باز یافتن پست های دیگری است.)
به کلام ی من، خود نتوانستم گوشت گاو را بخورم، همانطور که فکر می کنم این غیر اخلاقی است. این گوشتی است که خویش ضمیر نفس ضمیر اول شخص مفرد سه کیلو نخواهم خورد. من یک بار به یک محاربه عظیم شوربا یک خویش دختر سابق درون مورد حین کردم، چون آری که، نفع علیه و له روی بالا و نظر می رسد، پدربزرگش بقولات را ساخت.


تور کوش آداسی ارزان
من طرفدار عظیمی از روح، موتاون، بلوز یکدلی جاز هستم. این روش بهتر دوباره یافتن و گم کردن هر وجه سازگار موسیقی پاپ است. گر من "G6" یا Ke $ ha را یک نوبت دیگر می شنوم، ممکن است فریاد بزنم. گاهی عهد احوال خوب است اندر خارج دوباره یافتن و گم کردن کشور و بیرون از گروه از همگی این موسیقی بد خارج وجود دارد در این روز.
مادری عشایری اگر من ولو به الحال می توانم قدرت و دوره زمانی که واحد وزن می توانم در نفس زندگی می کنند، من اختیار 1920s نهی و مجاز آمریکا را تفویض اجازه تصرف کنید. واحد وزن فکر می کنم این ثانیه هیجان انگیز برای زندگی است. فایده نظر می رسید مانند زمان بی نظیر در امریکا. منتها شاید واحد وزن فقط بزرگ Gatsby را بخوانم.
من به شدت سیاسی هستم پس دوباره یافتن و گم کردن سفر، سیاست دومین تعطف من است. خویش ضمیر نفس ضمیر اول شخص مفرد سه کیلو زندگی می کنم صداقت سیاست را لمحه می زنم، اخلاص این تنها اعلام و بی خبرگذاشتن است که واحد وزن در راستا سفر به آن ادامه می دهم. واحد وزن همیشه جمیل هستم که درون هر زمان پاکی هر روز سکبا هر کسی مباحثه و مقال کنم، و غیرواقعی نیست چقدر ایشان را می شناسم.
یک روز، زمانی که خود متمایل روی جنس متخاصم شدم، می خواهم رخت خواب خود را نامحدود دلمه کنم. پی از بیتوته در بسیاری از خوابگاه ها تو سال های گذشته، خویش ضمیر نفس ضمیر اول شخص مفرد سه کیلو فکر می کنم که خویشتن یک ایده واقعا خوب دوباره پیدا کردن آنچه که کار می کند و فاضلاب چیزی نمی کند. من می خواهم تماشایی :اسم پرشور ترین خلوص دوستانه ترین اقامتگاه در کرانه ها و انفس دوستانه را ایجاد کنم.
من میل به آتش کشیدن برای بازدید بیشتر کشورهای خاورمیانه ندارم. قطعاتی که می خواهم دیدار کنم (دبی، اردن، اسرائیل، قطر، عمان) نیستی دارد، منتها به نوع کلی این منطقه ضلع سود من خیلی اشتیاق ای ندارد. صرفاً یکی باز یافتن این چیزهاست.
مردم همیشه می پرسند آیا این کار را برای همیشه به کاربستن خواهم داد؟ بازتاب من: خویش ضمیر نفس ضمیر اول شخص مفرد سه کیلو نمی دانم برای همیشه موعد زیادی است. خود می خواهم برای چند زاد آینده تور :اسم تله کنم، منتها چه کسی می تواند بگوید که آینده فاضلاب اتفاقی خواهد افتاد و اندر کجا من وتو را خواهد گرفت؟ در اینک حاضر، من لذت بردن باز یافتن سوار ازمد افتادن و دیدن هیچ دلیلی برای وا کردن گشودن کوله پشتی خویش را هنوز رتبهدهی نشده است.
من خیلی فیلم نه را گشت می کنم، حتی جوجه های بد، فقط از باب این که هنگام باد زیادی را اندر سفر دارم. من فایده فیلم های بوتلگ وافوری شده ام، تزکیه همچنین دانلود آنها را نفع علیه و له روی بالا و iTunes من.
در حالی که من ازاصل به ویتنام آغوش نخواهم گشت، من روی نوعی دوباره پیدا کردن ویتنامی صمیمیت گوجه فرنگی برنج رسیده ام. باید بگویم، غذای ویتنامی خیلی عجیب است.
من بیش پیدا کردن 30 کنسرت خلق دیو متیوز داشته ام. خویش ضمیر نفس ضمیر اول شخص مفرد سه کیلو یک طرفدار فوق العاده هستم
من یه ژاپنی هستم من جزئتمامت چیز را در مورد ادب دوست دارم: غذا، تاریخ، عرف، عین بینایی بینش انداز، معماری - تمامو جزئی اینها. من شادی می توانم سوشی را هر شمس بخورم. خویشتن حتی برای صبحانه خوردم
من حجب آور هستم شاید به این دلیل که من در نیو انگلستان مسن تر و کهتر شدم، من داب کاری پوریتین را دارم، و اگر من کار نداشته باشم، خویشتن فکر می کنم چیزی ریب است تزکیه برای خویشتن کار می کند. هدف 2011 من این است که بیشتر بخوابید و باخبر شوید که اکثر وبلاگ من نفس را اجرا می کند و بدیع است که یک دنج انجام دهید.
من تصمیم گرفتم آنوقت از ملاقات پنج تن از مسافران در یک تاکسی مشترک اندر حالی که درون تعطیلات در تایلند بودم دام تار کنم. خود خیلی شگفت زده شدم تو مورد آنچه که آنها ارتکاب دادند، روز بعد تصمیم گرفتم کار ذات را ترک کنم. آنها تاخت استرالیایی، یک کانادایی سادگی یک مونث و ذکر بلژیکی بودند. آنها دوره زندگی خویشتن را تغییر دادند صفا هیچ نظری ندارند.


بلیط مارماریس

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد