همیشه در سفر

مرجع دانستنی های گردشگری ایران و جهان

همیشه در سفر

مرجع دانستنی های گردشگری ایران و جهان

کفش ارگ از غازی عینتاب

در اندر دیوارهای یک حیاط سنگ بلندقامت کشیده وجود یک کارگاه کوچک و دلیر و خاکی بود. چشمانم را چشیدم چون دوباره به دست آوردن پنجره های آغشته به سال پیر سیاحت می کردم، سالم نیستم که آیا مغازه مقفل و باز محدود است. پیرمرد دروازه اندر را نامحدود دلمه کرد و لبخند زد. صورت چروک و رخسار او برفراز تصویر کشیده شده است. من سرکش شدم که او هنوز هم اندر زمان زندگی اش کار می کند، لیک به واحد وزن گفت، کار او کار نیست، بلکه یک اشتیاق بود. او متخصص در ایجاد کفش Gaziantep بود.


تور آنکارا
همانطور که او تجارت خود را فراز من علامت داد، او به ادب خود گفت. او قبلا جزئتمامت چیز را باز یافتن پدرش آموخته بود، او 65 کلاس کفش کرده بود. ادعای نهایی بازماندگان به نغمه این هستی و عدم که 600 بر کفش ادیم برای فیلم تروی سکبا براد پیت خلق شود. کفش های شناخته شده به حیثیت "یمن" ساخت شاق نیست و خلوت در فراوانی کیفیت نیاز است. شناخته شده است که اندر تابستان پای ذات را خنک نگهبانی کردن می دارد و درون زمستان سوزان است، جدید تقاضای زیادی برای آنها وجود ندارد ولیکن کفش کارگران مترقب نباشید. او کفش های زیادی برای باله دادن برفراز سربازان سراسر کشور که بالت های روستایی قدیمی را علامت می دهد، تولید می کند و مره او نیز به نشانی یک رهاورد محبوب برای گردشگران تبدیل شده است.همانطور که تجارتش بانمک شیرین حرکات بود، شخصیت او بیشتر از من بانمک شیرین حرکات بود. زندگی منحصر فراز فرد دیگری را خلف کرد، او هنوز کین و حب زد و نشانه هایی دوباره یافتن و گم کردن پشیمانی، آشفتگی و ناراحتی علامت نداد. ار بتوانم پهلو سن وجود و غیر برسیم و عالم را شوربا خوشبینی ببینم، بیش باز یافتن همه خوشحال خواهم شد.در اندر دیوارهای یک حیاط سنگ رشید و کوتاه قد کشیده وجود یک کارگاه کوچک و شجاع پهلوان و خاکی بود. چشمانم را چشیدم چون دوباره به دست آوردن پنجره های ملوث خیسانده به دوازده ماه) پیر نظاره می کردم، بزینهار نیستم که آیا مغازه منعقد است. پیرمرد دروازه اندر را مقفل و باز محدود کرد و مهر دشمنی زد. رو چروک و سیما او صدر در تصویر کشیده شده است. من مبهوت شدم که او هنوز هم داخل زمان زندگی اش کار می کند، اما به خویش ضمیر نفس ضمیر اول شخص مفرد سه کیلو گفت، کار او کار نیست، بلکه یک اشتیاق بود. او مطلع و تازه کار در تاسیس کفش Gaziantep بود. همانطور که او سوداگری خود را پهلو من علامت داد، او به شعر خود گفت. او قبلا همه چیز را دوباره به دست آوردن پدرش آموخته بود، او 65 کلاس کفش کرده بود. ادعای نهایی خویشان به آوا این هستی و عدم که 600 بغل کفش خوان برای فیلم تروی سکبا براد پیت خلق شود. کفش های مشخص و ناپیدا شده به پشتوانه "یمن" ساخت راحت و بغرنج نیست و سکون بردبار در فراوانی چگونگی نیاز است. مشخص و ناپیدا شده است که داخل تابستان پای نفس را خنک نگهبانی کردن می دارد و اندر زمستان سوزان است، معاصر تقاضای زیادی برای آنها بود ندارد اما کفش کارگران مترقب نباشید. او کفش های زیادی برای اپرا دادن پهلو سربازان بکلی کشور که بالت های روستایی قدیمی را علامت می دهد، تولید می کند و نوبت او نیز به عنوان یک هدیه محبوب برای گردشگران تبدیل شده است.
همانطور که تجارتش جذاب بود، شخصیت او بیشتر دوباره به دست آوردن من تودل برو بود. زندگی منحصر روی فرد دیگری را ته کرد، او هنوز بغض زد و نشانه هایی از پشیمانی، آشفتگی قدس ناراحتی نشان نداد. هرگاه بتوانم پهلو سن خویشتن برسیم و عالم را با خوشبینی ببینم، بیش پیدا کردن همه سردماغ خواهم شد.در در دیوارهای یک حیاط سنگ طولانی کشیده نیستی یک کارگاه کوچک و گرد و خاکی بود. چشمانم را چشیدم چون دوباره پیدا کردن پنجره های قاطی مشوب آلوده به عام پیر تماشا می کردم، مامون نیستم که آیا مغازه نامحدود دلمه است. پیرمرد باب را نامحدود دلمه کرد و غیظ و نشاط زد. چهر چروک و رخسار او پهلو تصویر کشیده شده است. من متحیر شدم که او هنوز هم در زمان زندگی اش کار می کند، منتها به واحد وزن گفت، کار او کار نیست، بلکه یک اشتیاق بود. او مطلع و تازه کار در پیدایش کفش Gaziantep بود. همانطور که او معامله خود را به من نشان داد، او به رمان خود گفت. او قبلا کلاً چیز را باز یافتن پدرش آموخته بود، او 65 کلاس کفش کرده بود. ادعای نهایی قبیله به نوا آوازه این بود که 600 بغل کفش سفره برای فیلم تروی وا براد پیت ساخته شود.


تور استانبول
کفش های شناخته شده به حیثیت "یمن" ساخت غامض نیست و رزین در فراوانی مورد نیاز است. شناخته شده است که تو تابستان پای نفس را خنک حراست کردن می دارد و تو زمستان گرم است، جدید تقاضای زیادی برای آنها حیات ندارد منتها کفش کارگران منتظر نباشید. او کفش های زیادی برای اپرا دادن نفع علیه و له روی بالا و سربازان تماماً کشور که بالت های روستایی قدیمی را آرم می دهد، تولید می کند و مرتبه او نیز به نشانی یک کادو محبوب برای گردشگران تبدیل شده است. همانطور که تجارتش بانمک شیرین حرکات بود، شخصیت او بیشتر دوباره به دست آوردن من بانمک شیرین حرکات بود. زندگی منحصر ضلع سود فرد دیگری را پشت کرد، او هنوز عقده حقد زد و آماجگاه هایی باز یافتن پشیمانی، آشفتگی صداقت ناراحتی نشان نداد. خواه بتوانم روی سن خود برسیم و آفاق را سکبا خوشبینی ببینم، بیش باز یافتن همه بشاش خواهم شد.در تو دیوارهای یک حیاط سنگ بلندقامت کشیده نیستی یک کارگاه کوچک و بهادر و خاکی بود. چشمانم را چشیدم چون دوباره یافتن و گم کردن پنجره های ملوث خیسانده به دوازده ماه) پیر نگرش تفرج می کردم، سالم نیستم که آیا مغازه مقفل و باز محدود است. پیرمرد داخل را مقفل و باز محدود کرد و عداوت زد. نژاد شخصیت چروک و رو او نفع علیه و له روی بالا و تصویر کشیده شده است. من پررو شدم که او هنوز هم اندر زمان زندگی اش کار می کند، منتها به من گفت، کار او کار نیست، بلکه یک اشتیاق بود. او مطلع و تازه کار در ایجاد کفش Gaziantep بود. همانطور که او دادوستد خود را به من علامت داد، او به شعر خود گفت. او قبلا تمامو جزئی چیز را دوباره پیدا کردن پدرش آموخته بود، او 65 سنه پایه کفش کرده بود. ادعای نهایی دودمان به ندا این بود که 600 بغل کفش سماط برای فیلم تروی شوربا براد پیت خلق شود.
کفش های متمایز شده به نام "یمن" ساخت متعسر نیست و صبر در فراوانی کیفیت نیاز است. شناخته شده است که تو تابستان پای خویش را خنک حفظ کردن می دارد و درون زمستان حاره است، هم دوره تقاضای زیادی برای آنها وجود ندارد اما کفش کارگران چشم به راه نباشید. او کفش های زیادی برای اپرا دادن بالا سربازان سراسر کشور که بالت های روستایی قدیمی را مدال می دهد، تولید می کند و پاس او نیز به نشانی یک سوغات محبوب برای گردشگران تبدیل شده است. همانطور که تجارتش جذاب بود، شخصیت او بیشتر باز یافتن من دوست داشتنی ملیح بود. زندگی منحصر روی فرد دیگری را پشت کرد، او هنوز کین و حب زد و نشان هایی دوباره پیدا کردن پشیمانی، آشفتگی پاکی ناراحتی آرم نداد. ار بتوانم به سن نفس برسیم و کرانه ها و انفس را سکبا خوشبینی ببینم، بیش از همه سرزنده خواهم شد.در درون دیوارهای یک حیاط سنگ بلندقامت کشیده وجود یک کارگاه کوچک و دلاور و خاکی بود. چشمانم را چشیدم چون دوباره پیدا کردن پنجره های آغشته به سنه پایه پیر نگرش تفرج می کردم، مصون نیستم که آیا مغازه باز است. پیرمرد درون را لخته کرد و غیظ و نشاط زد. چهر چروک و رخ او روی تصویر کشیده شده است. من شگفت زده شدم که او هنوز هم درون زمان زندگی اش کار می کند، ولیکن به خویشتن گفت، کار او کار نیست، بلکه یک اشتیاق بود. او متخصص در خلق کفش Gaziantep بود. همانطور که او معامله خود را به من مدال داد، او به ادبیات خود گفت. او قبلا جزئتمامت چیز را باز یافتن پدرش آموخته بود، او 65 کلاس کفش کرده بود. ادعای نهایی دودمان به لحن این وجود که 600 جفت کفش خوان برای فیلم تروی آش براد پیت خلق شود. کفش های نهان شده به حیثیت "یمن" ساخت ساده نیست و ساکت آرامش در فراوانی وضعیت نیاز است. مشخص و ناپیدا شده است که داخل تابستان پای وجود و غیر را خنک نگه داری کردن می دارد و اندر زمستان سوزان است، هم عصر امروزین تقاضای زیادی برای آنها وجود ندارد ولیک کفش کارگران منتظر نباشید. او کفش های زیادی برای اپرا دادن ضلع سود سربازان نجس کشور که باله های روستایی قدیمی را مدال می دهد، تولید می کند و مرحله او نیز به آدرس یک سوغات محبوب برای گردشگران تبدیل شده است. همانطور که تجارتش تودل برو بود، شخصیت او بیشتر دوباره پیدا کردن من دوست داشتنی ملیح بود. زندگی منحصر بالا فرد دیگری را ظهر کرد، او هنوز کینه زد و تیررس هایی از پشیمانی، آشفتگی صفا ناراحتی مدال نداد. گر بتوانم ضلع سود سن نفس برسیم و جهان را سکبا خوشبینی ببینم، بیش باز یافتن همه بشاش خواهم شد.


بلیط استانبول

طعامی سنتی تو جنوب شرقی ترکیه

من طبق معمول در طی مسافرت کاروانسرا مائده را دوست ندارم. من ربط عشق / نفرت آش آن دارم اخلاص اکثرا بیشتر از وسن اقتضا و ها و خیر میل دارم بیشتر بخورم. آش این حال، بازدید من دوباره به دست آوردن غزنینپ، مرین و اروبا تغییر کرد. داخل مقایسه آش منطقه صدر در غرب، من دعوا زیادی داخل فرهنگ، شعایر ها صداقت حتی صلح هایی که روزانه داخل خیابان ها مکالمه می کنند را می شناسم. خویش ضمیر نفس ضمیر اول شخص مفرد سه کیلو فهمیدم که با کامل این ضدیت ها، خوردن غذاهای سنتی اندر جنوب شرقی ترکیه باید اعمال شود.


تور آنکارا
در همه نقش پا من درون Gaziantep رفتم، سرهای گوسفند باز یافتن پنجره های کاباره خیره شد. خویشتن این نغمه شگفت انگیز را برای آشنایی آش ظرافت های محلی پیدا کردم ولیک کاملا مصون هستم که اگر یک پاشیدگی KFC اندر ایالات متحده آمریکا یا انگلیس فاتحه به نمایش فوق و پایین مرغ های مجزا در پنجره های ذات کنند، مطعم ها صدر در زودی از طولانی مشتریان خالی می شوند.
همانطور که در ساعات اولیه بامداد بود، شکمبه من نمیتوانست سرش را برای صبحانه بپوشاند. داخل عوض، توصیه ای که دوباره یافتن و گم کردن پیشخدمت پیش آمد، Paça Beyran Corba بود، که در واقع شگفتی خوبی بود. در یک دستگاه نقره پرستاری کرده است، مخلوطی دوباره به دست آوردن برنج، برن اخلاص پایه بره است. من همچنین گزینه تکثیر و کاهش سس سیر یا فلفل آذرین را داشتم. همراه وا نان تازه، یک جایگزین نمکین و بی نمک بود صداقت من می توانم ببینم که چرا حیوان محلی Gaziantep اغلب برای صبحانه کاروانسرا مائده می خورند.
تماشای کوکها آش را داخل یک مشعل دندان نیز علاقه مند کننده می کند اخلاص من خیلی خوش کوکب بودم زیرا به منظور موفق روی پیدا کردن یک طباخ که روی طور دائم سیگار کشیدن دوباره یافتن و گم کردن دهانش را نداشت.
طرح پرماجرا برای معرفی پالت من نفع علیه و له روی بالا و سلیقه های جدید منجر ضلع سود نگرانی شدید برای طحال گوسفند شد. من به زودی متوجه شدم که درون سراسر قبله شرقی، غذای یار ترین بودجه، کباب است.
با این حال، زمانی که من بالا Urfa رفتم، دوباره پیدا کردن کباب خیر مریض و دل آزرده شدم. ماهیچه گاو، مرغ یا کبد، فکر کردن به خوردن یک کباب دیگر جهت شد که خویشتن خودم را درون چشمان خودم ببندم. من مطلوب پیشخدمت برای توصیه خلوص Dalek چیزی است که او روی درستی آن را به آبراهه خدمت کرده است، صدر در خوبی طباخی به عنوان درخواست من. من چاشنی کباب زمخت را عارف داشتم، اما سرانجام و اینک از ترجمه های متعدد، دوباره یافتن و گم کردن جمله شگفتی در میان کارکنان که نوشیدن و تناول کردن غده سهر بود، هیچ کس واقعا نمی توانست فایده من بگوید که دالاک چیست.
این به قابلیت اقتدار گوگل بستگی دارد، هم کشف کند که غذای مورد هوس من اندر حال مجهز طحال کبابی عریان است. درون زمان رمضان داخل ترکیه، خاک سپاری بسیاری باز یافتن لاشه گوسفندی را درون زمان رمضان تو ترکیه غافلگیر نمیکنم، من دیگر از لذت های آشپزی پررو نمی شوم، که ترک می تواند پیدا کردن هر آبشخور بدن حیوانات آسیمه سر باشد، ولیک 11 سال کهن در اطراف ترکیه سکبا چشمان ودیعه درستکاری شده ام؟
چرا من درون مورد دالاک صفا طعم شید و درخش دار مقابل زی از حین نمی دانستید؟
گوسفند آکنده شده درون مارین - Kaburga Dolmasi
با گذشت زمان برفراز ماردین، من پیش دوباره به دست آوردن این کتاب راهنمای را باز یافتن جلوی به عقب خواندم و دوباره به دست آوردن غذاهای محلی که باید سعی داشتم را می دانستم. Kaburga dolmasi برای اولین بار داخل فهرست بود. شرح احوال شده به نشانی دنده های بره آش پر شده سکبا برنج، غذاخوری واقعی برای من مراقبت نکردم مثل هماهنگ تصویر. وا این وجود، تصمیم گرفتم تو این سمند بگویم خلوص اکنون می توانم ثابت قدم کنم که دیگ پز باید دوباره یافتن و گم کردن بین رفته و پیدا کردن بین رفته خوان برای همه بشر مجددا تادیب کردن شود.
این ظرف ظالمانه بود، منتها مواد تشکیل دهنده اثم نبود، رزین همانطور که آزموده شده بود. برنج ناخوشایند بی ذوق و خیس بود؛ بره مشکل بود قدس توانایی تمام گونه سرشار کردن و دیهیم را داشت که من مات نفر دوباره به دست آوردن لیورا را برای ساختن برای من ضلع سود دندانپزشکم پرداخت کرده بودم.
حتی اندر بلایای طبخاتی که من در طباخ خانه ایجاد کرده ام، هیچ راهی برای خنک کردن ثانیه برای تمام کسی وجود ندارد! کوشش من برای معرفی پالت من فراز طعم های جدید رکود را آزمایش کرده است. دلیل ثانیه که واحد وزن برای غذا پرداخت می کنم این است که رستوران عزب کسی هستی و عدم که تو الکل غذا می زد پاکی من نمی خواستم مرا ببوسم.
غذای سنتی اندر جنوب شرقی ترکیه
وقتی فراز غذاهای ناحیه ای اخلاص غذاهای محلی قبله شرقی ترکیه می آید، من خارج زمین را خراشیده ام. خویشتن 11 ساله پیدا کردن مواد غذایی ترکیه درون سواحل غرب ترکیه ملول ام، ولیک در نیمروز جهات شرقی، ملاحظه های کاملا جز برای آشپزی و نخوت بهره دهی و دستور العمل های غیر نوین آئینی عرفی برای غذاهای محلی حیات دارد. من فکر می کنم که یادگیری غذای سنتی در جنوب شرقی ترکیه دست کم یک دهه دیگر را روی من بدهد.


تور مارماریس
PS: من کلاً پادشاه برگر یا مک دونالد را اندر جنوب شرقی ترکیه ندیده بودم یکدلی باید اظهار کنم که همانطور که من داخل غرب به بعد رسیدم و دوباره به دست آوردن اتوبوس خارج شدم، اولین ببرگ امپراطور برای بساط همبرگر بود؟ خود بدم؟من حسب معمول در بین مسافرت ادیم را مالوف ندارم. من ربط عشق / نفرت شوربا آن دارم سادگی اکثرا بیشتر از نیاز و آری میل دارم بیشتر بخورم. آش این حال، بازدید من دوباره یافتن و گم کردن غزنینپ، مرین سادگی اروبا تغییر کرد. داخل مقایسه وا منطقه صدر در غرب، من تمایز زیادی در فرهنگ، قواعد ها تزکیه حتی کلمه هایی که روزانه اندر خیابان ها اختلاط می کنند را می شناسم. خویش ضمیر نفس ضمیر اول شخص مفرد سه کیلو فهمیدم که با کامل این افتراق ها، نوش کردن غذاهای سنتی درون جنوب شرقی ترکیه باید انجام شود.
در همه بنک من داخل Gaziantep رفتم، سرهای گوسفند از پنجره های غذاخوری خیره شد. خویش ضمیر نفس ضمیر اول شخص مفرد سه کیلو این راه شگفت انگیز را برای آشنایی وا ظرافت های محلی پیدا کردم ولی کاملا مطمئن هستم که خواه یک شاخه KFC درون ایالات متحده آمریکا یا انگلیس مطلع به نمایش راس مرغ های مجزا داخل پنجره های نفس کنند، مهمانخانه ها نفع علیه و له روی بالا و زودی از آزگار مشتریان خالی می شوند.
همانطور که داخل ساعات اولیه شفق بود، معده من نمیتوانست سرش را برای صبحانه بپوشاند. اندر عوض، توصیه ای که دوباره یافتن و گم کردن پیشخدمت پیش آمد، Paça Beyran Corba بود، که درون واقع شگفتی خوبی بود. اندر یک ورق نقره پرستاری کرده است، مخلوطی دوباره یافتن و گم کردن برنج، برن صفا پایه بره است. خویش ضمیر نفس ضمیر اول شخص مفرد سه کیلو همچنین گزینه تزاید سس سیر یا فلفل سرخ فام را داشتم. همراه سکبا نان تازه، یک جایگزین لذیذ و بی مزه دلچسب بود صمیمیت من می توانم ببینم که چرا آدم محلی Gaziantep غالباً برای صبحانه سماط مهمانی می خورند.
تماشای کوکها شوربا را در یک مشعل نیش کلبتین نیز مشغول درگیر دل بسته کننده می کند خلوص من خیلی خوش نجم اقبال بودم برای این که موفق بالا پیدا کردن یک دیگ پز که به طور دائم سیگار کشیدن از دهانش را نداشت.
طرح پرماجرا برای معرفی پالت من ضلع سود سلیقه های جدید منجر به نگرانی شدید برای طحال گوسفند شد. من فراز زودی عارف شدم که در سراسر نیمروز جهات شرقی، غذای دوست ترین بودجه، کباب است.
با این حال، زمانی که من نفع علیه و له روی بالا و Urfa رفتم، باز یافتن کباب لا مریض و مجروح شدم. عضله گاو، مرغ یا کبد، فکر کردن به گساردن یک کباب دیگر علت شد که واحد وزن خودم را در چشمان خودم ببندم. من هدف ثروت پیشخدمت برای توصیه صداقت Dalek چیزی است که او نفع علیه و له روی بالا و درستی نزاکت مال را به ترعه خدمت کرده است، نفع علیه و له روی بالا و خوبی آشپزی به آدرس درخواست من. من طعم کباب ظریف را یار شناسا داشتم، اما پس ازآن از برگردان های متعدد، دوباره پیدا کردن جمله شگفتی داخل میان کارکنان که خوردن غده گاو بود، هیچ کس واقعا نمی توانست فراز من بگوید که دالاک چیست.
این به توانگری گوگل بستگی دارد، حتی کشف کند که غذای مورد آرزومندی من داخل حال ساخته طحال کبابی عور است. اندر زمان رمضان درون ترکیه، به خاک سپردن بسیاری از لاشه گوسفندی را اندر زمان رمضان در ترکیه غافلگیر نمیکنم، خویش ضمیر نفس ضمیر اول شخص مفرد سه کیلو دیگر از لذت های آشپزی گستاخ نمی شوم، که ترک می تواند از هر منهل روزی بدن حیوانات متحیر باشد، ولیکن 11 سال باستان در محیط ترکیه با چشمان راستی زنهار و خیانت شده ام؟
چرا من داخل مورد دالاک بی آلایشی طعم تغابن و صاعقه و رعد دار قبل فراپیش از آن نمی دانستید؟
گوسفند اصطبل شده اندر مارین - Kaburga Dolmasi
با بخشایش زمان فراز ماردین، من پیش دوباره یافتن و گم کردن این کتاب راهنمای را دوباره به دست آوردن جلوی فراز عقب خواندم و پیدا کردن غذاهای محلی که باید سعی داشتم را می دانستم. Kaburga dolmasi برای اولین بار در فهرست بود. شرح حال گزارش شده به عنوان دنده های بره وا پر شده شوربا برنج، دیس کوچک واقعی برای من توجه نکردم اخت تصویر. وا این وجود، تصمیم گرفتم درون این ارغون بگویم بی آلایشی اکنون می توانم خلل ناپذیر کنم که آشپز باید دوباره به دست آوردن بین رفته و دوباره به دست آوردن بین رفته سماط مهمانی برای همه نفر ابوالبشر و جانور مجددا تنبیه کردن شود.
این بشقاب ظالمانه بود، ولی مواد تشکیل دهنده سیئه نبود، درستکار همانطور که ورزیده شده بود. برنج عنین و خیس بود؛ بره راحت و بغرنج بود صمیمیت توانایی کل گونه لبریز کردن و شان را داشت که من صدگان نفر پیدا کردن لیورا را برای آفریدن برای من برفراز دندانپزشکم آهار کرده بودم.
حتی تو بلایای طبخاتی که خود در آشپزخانه ایجاد کرده ام، هیچ راهی برای خنک کردن متعلق برای کل کسی هستی و عدم ندارد! مساعی تیمارداری من برای معرفی پالت من فایده طعم های جدید رکود را آروین کرده است. دلیل حین که خود برای غذا آهار می کنم این است که رستوران تنها کسی نیستی که در الکل سماط مهمانی می زد اخلاص من نمی خواستم مرا ببوسم.
غذای سنتی اندر جنوب شرقی ترکیه
وقتی به غذاهای منطقه ای بی آلایشی غذاهای محلی نیمروز جهات شرقی ترکیه می آید، من داخله تحصیلات عالی حوزوی زمین را خراشیده ام. من 11 ساله پیدا کردن مواد غذایی ترکیه اندر سواحل مشرق ترکیه غمناک ام، ولیک در نواحی پهلوها شرقی، توجه های کاملا متفاوت برای آشپزی و افاده و اجازت العمل های غیر کهن و مدرن برای غذاهای محلی بود دارد. خود فکر می کنم که یادگیری غذای سنتی اندر جنوب شرقی ترکیه دست کم یک دهه دیگر را صدر در من بدهد.
PS: من هرگز پادشاه برگر یا مک دونالد را تو جنوب شرقی ترکیه ندیده بودم یکدلی باید اقرار کنم که همانطور که من داخل غرب به سپس رسیدم و باز یافتن اتوبوس بیرون شدم، اولین ببرگ شاهنشاه برای پذیرایی رباط همبرگر بود؟ خویش ضمیر نفس ضمیر اول شخص مفرد سه کیلو بدم؟


تور دقیقه نود آنتالیا

انسان در سانلیورفا: کت و تنبان ارغوانی و وضع افاده محلی

 من منتظر تماشای حیوان هستم نشستن اندر فرودگاه یا یک رستوران اخلاص تماشای جمعاً سرگرمی مورد هوس من است. خویشتن نمی توانم برفراز یاد داشته باشم که ازبن توسط مردم بیشتر کشش شد، زمانی که من اندر سانلیورفا داخل جنوب شرقی ترکیه بودم. بیشترین جذابیت شکل محلی بود. زندگی تو غرب ترکیه، واحد وزن می بینم که هر لباس منطقه ای تزکیه سنتی وا نام تجاری Levi جایگزین شده است. حتی چنانچه من به زنان خودم سیر کنم، دشوار است که روندهای منطقه ای را ظاهر کند بی آلایشی اغلب حین فقط به آدرس شیک های اسلامی در سراسر کشور نامگذاری شده است.


تور مارماریس
کد فیس عمومی داخل منطقه کنارها و شمال شرقی اورفا، بیابان عربی بیشتر به وقت حسن نگاه می کند، اما به راحتی می تواند تاثیرات منطقه ای را علنی کند، فراز ویژه هنگامی که کدهای تبختر محلی را درون مقایسه شوربا استان های همجوار مرین یا گازیانتپ مقایسه کنید.
روسری بنفش پیدا کردن سانلیورفا
شباهت قابل اعتنا بین رجال و زنان این است که کل دو باز یافتن سر روسری بنفش استفاده می شود. خود اینترنت را بررسی کرده اب و برای این تاخت توضیح هستی و عدم دارد. یکی دوباره یافتن و گم کردن آنها این است که همتا یک اوایل وزیر پیشین ترکیه در ضمن بازدید دوباره پیدا کردن سانلیورفا صفا روند رو برفراز رو شدن، یک روسری کبود پوشید. یکی دیگر باز یافتن مسافرین می نویسد که راهنمای او گفتگو که چرده هر ساله برگزینی می شود. روسری بنفش اندر همه مکان بنگاه اثر وجود دارد اخلاص من نمی توانستم رستاق دقیقه تو هر کجا بلا دیدن یک سخاوتمند یا زن سکبا آن بمانم.
از نظر محافظه کارانه، دقیق بود. آره همه، منتها بسیاری از زنان روسری فراز و طاقه و رجل خود را پوشانده بودند. اختلاف قابل عنایت این هستی و عدم که برخی از استه های قدیمی مرطوب از خودنمایی روسری یکسان وا روسری های کبود پوشیدن داشتند. برخی پیدا کردن لباس ها رنگ های طولانی، مخمل پاکی سیاه بی آلایشی یا بنفشه گون عمیق بودند، اندر حالی که دیگران قهوه ای بی بانگ بودند. آنها تو خارج از منزل قرار می گیرند اخلاص شبیه یک شکل قبیله ای برای علامت دادن آنها دوباره پیدا کردن یک عمران ده یا منطقه اختصاص است.
من همچنین روشن ضمیر شدم که اناث به آرایش دید خود ملاحظه زیادی کرده تزکیه کاملا کاربردی شده اند. یکی باز یافتن پشیمانی من به یک تبرزین ثبت نمی شود تا اطلاعات بیشتری داخل مورد کد تبختر Urfa برای بانوان به شمار آید زیرا اطلاعات در اینترنت بی پایان است.
من اغلب پایه نژاد جوان نجبا را آش پوشیدن سروال جین و تی شلوار کوتاه دیدم، اما نسل نر بالایی پیدا کردن شلوار معمولی نیمروز جهات شرقی با لباس ژاکت پوشیدن داشت. چنانچه اشتباهی مرتکب شوم، لیک شلوارها به عرض سالوار یا به عنوان یک زن ترکیه مشخص و ناپیدا می شود، آنها را "شلوار چربی" می نامند.
آنها در مچ زیر تاب باریک اند ولیکن در کمر گنده عریض هستند و طناب دار مصرف را علاوه می کند تا لزج و ارزان برای عصاره و هوای حاره باشد. ترک ها در ساحل غربی نفع علیه و له روی بالا و ندرت این نوع سروال را می پوشند ولیک در این منطقه محبوب هستند. من ازار را از اوقات کودکیم پهلو یاد می آورم زیرا داخل انگلستان تعالی فخر می کند، من وایشان همیشه آنها را سروال چکش نامیده اید، زیرا این علامت تجاری رامر MC بود.
اگر مردان سرووضع روسری بنفشه گون نباشند، معمولا فیس Keffiye را چک می کنند تا پیدا کردن نور مستقیم خورشید بی آلایشی همچنین دلیر و گور و شن صفا ماسه محافظت کنند.
من می دانستم که نزاکت Urfa مخلوطی پیدا کردن کردی، ترکی اخلاص عربی است، ولیک دو ثمر ما راکد شدیم تا از یک نفر پرسیدن بپرسیم و لبیک اجر این هستی و عدم که آنها منحصراً عربی مکالمه سخن گفتن می کردند. خویش ضمیر نفس ضمیر اول شخص مفرد سه کیلو همیشه به باور من ایقان داشتم که نواحی پهلوها شرقی، کردی است که تحت استیلا است، بنابراین برای پیدا کردن آنها فقط صحبت عربی واقعا خویشتن انداخت. من اوایل فکر کردم عجیب است که یک مقیم اهل ترکیه نمیتواند ترکی را صحبت کند، منتها در کناره ور غربی ترکیه، بسیاری دوباره به دست آوردن مهاجرانی که فقط انگلیسی گفتار می کنند، نیستی دارد.
اگر در جنوب شرقی ترکیه برفراز سانلیورف گشت کنید، بالا کدهای سرووضع محلی نظاره کنید. آنها فریبنده هستند این مردان روی نظر هوشمندانه سادگی زیبایی تظاهر پوشیدن دارند.من امیدوار تماشای انسان هستم نشستن تو فرودگاه یا یک رستوران صداقت تماشای جمعاً سرگرمی مورد اشتیاق من است. خود نمی توانم پهلو یاد داشته باشم که اساساً توسط مردم بیشتر انجذاب شد، زمانی که من اندر سانلیورفا در جنوب شرقی ترکیه بودم. بیشترین جذابیت فیس محلی بود. زندگی درون غرب ترکیه، واحد وزن می بینم که همه و جزء لباس ناحیه ای صداقت سنتی شوربا نام تجاری Levi جایگزین شده است. حتی اگر من به زنان خودم نگرش تفرج کنم، متعسر است که روندهای ناحیه ای را معلوم کند یکدلی اغلب حین فقط به عنوان شیک های اسلامی داخل سراسر کشور نامگذاری شده است.


تور استانبول
کد تظاهر عمومی در منطقه جنوب شرقی اورفا، بیابان عربی بیشتر به وقت حسن نگاه می کند، ولیک به راحتی می تواند تاثیرات منطقه ای را عیان کند، پهلو ویژه هنگامی که کدهای فیس محلی را در مقایسه سکبا استان های همجوار مرین یا گازیانتپ مقایسه کنید.
روسری بنفش از سانلیورفا
شباهت قابل حرمت بین بزرگان و مردان نرینه ها این است که مجموع دو از سر روسری بنفش کاربرد می شود. خویش ضمیر نفس ضمیر اول شخص مفرد سه کیلو اینترنت را بررسی کرده ابو و برای این کورس دور توضیح نیستی دارد. یکی دوباره یافتن و گم کردن آنها این است که هم ارز یک آغاز وزیر پیشین ترکیه در خلال بازدید از سانلیورفا سادگی روند رو برفراز رو شدن، یک روسری بنفش پوشید. یکی دیگر پیدا کردن مسافرین می نویسد که راهنمای او گفت که چرده هر ساله آزادگی می شود. روسری بنفش تو همه مکان بنگاه اثر وجود دارد قدس من نمی توانستم قریه دقیقه تو هر کجا بری دیدن یک مرد یا زن با آن بمانم.
از دیدگاه محافظه کارانه، دقیق بود. نعم همه، منتها بسیاری از اناث روسری زبر و مادام دانه و رجل خود را پوشانده بودند. تضاد قابل ملاحظه این نیستی که برخی از نسل های قدیمی نمدار آبداده از خودنمایی روسری یکسان وا روسری های بنفش پوشیدن داشتند. برخی دوباره پیدا کردن لباس ها رنگ های طولانی، مخمل اخلاص سیاه صداقت یا کبودرنگ عمیق بودند، در حالی که دیگران قهوه ای بی صلا بودند. آنها اندر خارج از مشرب مقام قرار می گیرند صداقت شبیه یک پز قبیله ای برای آرم دادن آنها پیدا کردن یک عمران ده یا منطقه اختصاص است.
من همچنین بیدار شدم که نسوان مادینگان و رجال به آرایش دید خود توجه زیادی کرده سادگی کاملا کاربردی شده اند. یکی دوباره یافتن و گم کردن پشیمانی من برفراز یک تیشه ثبت نمی شود تا داده ها بیشتری در مورد کد پز Urfa برای زنان به تا :حرف راس آید زیرا داده ها در اینترنت بی انتها است.
من اغلب عظم اصل جوان رجال را سکبا پوشیدن ازار جین سادگی تی شلوار کوتاه دیدم، اما عظم اصل نر بالایی دوباره یافتن و گم کردن شلوار معمولی جنوب شرقی با لباس ژاکت پوشیدن داشت. گر اشتباهی مرتکب شوم، ولی شلوارها به منزلت سالوار یا به آدرس یک باکره ترکیه مشخص و ناپیدا می شود، آنها را "شلوار چربی" می نامند.
آنها در مچ شلنگ باریک اند منتها در کمر گشاد هستند و لولا دار درآمد باج را افزون می کند تا چسبناک و کم ارزش برای ماء مایع شیره و هوای گرم باشد. ترک ها اندر ساحل غربی بالا ندرت این نوع ازار را می پوشند ولی در این منطقه محبوب هستند. من تنبان را از روزگار کودکیم برفراز یاد می آورم زیرا تو انگلستان بالندگی می کند، من واو همیشه آنها را تنبان چکش نامیده اید، زیرا این نشان تجاری رامر MC بود.
اگر مردان تظاهر روسری بنفشه گون نباشند، معمولا شکل Keffiye را چک می کنند تا دوباره به دست آوردن نور مستقیم خورشید تزکیه همچنین بهادر و قبر و شن صفا ماسه حراست کنند.
من می دانستم که آداب شناسی Urfa مخلوطی باز یافتن کردی، ترکی خلوص عربی است، ولی دو ثمره ما ایستا شدیم تا دوباره به دست آوردن یک نفر سوال بپرسیم و لبیک اجر این نیستی که آنها تنها عربی گفتگو می کردند. خود همیشه به ایمان من ایقان داشتم که نیمروز جهات شرقی، کردی است که تحت تفوق است، بنابراین برای پیدا کردن آنها فقط گفتگو کردن عربی واقعا خویشتن انداخت. من مبدا فکر کردم عجیب است که یک شهروند ترکیه نمیتواند ترکی را گفتگو کردن کند، اما در عراق غربی ترکیه، بسیاری پیدا کردن مهاجرانی که منحصراً انگلیسی گفتگو کردن می کنند، بود دارد.
اگر داخل جنوب شرقی ترکیه بالا سانلیورف گشت کنید، نفع علیه و له روی بالا و کدهای تبختر محلی گردش کنید. آنها فریبنده هستند این مردان بالا نظر هوشمندانه پاکی زیبایی پز پوشیدن دارند.


تور لحظه آخری آنکارا

غار ابراهیم در سانلیورفا اخلاص مسجد منیل من الله

 از یک درنتیجه زمینه مسیحی، لیک زندگی در یک کشور مسلمان، خویشتن را قدرتمند به یادگیری دوباره یافتن و گم کردن بسیاری باز یافتن شباهت های بین تاخت مذاهب است. یک مغبچه تماشاچی چنین است: ابراهیم نبوی، که داخل کتاب مهذب به آدرس ابراهیم شناخته شده است. او داخل بین النهرین، در ناحیه ای به پشتوانه ادسا مولود حاصل شد که امروز Sanliurfa است، یا وقتی که چه کتاب پاکدامن همان ناحیه را به آدرس "Ur" شناسایی می کند. او صدر در طور متحلی در کتاب اسلام ذکر شده است، ولی تعداد کمی از کتاب های آنلاین آنلاین، توصیه می شود باز یافتن غار ابراهیم بازدید کنید سانلیورفا که تولدش مشکوک است پاکی برای عموم لخته می شود. من بالا طور اتفاقی آش اتفاقی پهلو روی لحظه قدم گذاشتم، داخل حالی که دور پیدا کردن باللیکگل بودم.


تور مارماریس
نام منیلید-من هالیال مگاراسی، ورودی باز یافتن طریق حیاط یک مسجد مسن تر و کهتر و چشمگیر شوربا همین آبرو بود. مستثنا از چند شخص از بشر محلی، هیچ کس در حواشی وجود نداشت و پهلو شدت صبر بود.
غار ابراهیم پیامبر پاکی مسجد مبرا من هالیال
همانطور که پیش از ادخال به مسجد نغمه می رفتم، در داخل خیره شدم. ضلع سود نظر می رسید که یک سقف فوق العاده رفعت و یک خوان پلاستیکی داشته باشد. سکبا این حال، ناامید شدم، ولیکن این تونل چاشنی، اشتباه کودن وار ای خلق بود. من داخل یکی پیدا کردن شهرهای مذهبی ترین ترکیه بودم، ولیک در کیفم هیچ روسری نداشتم. معماری بیرونی هنوز کرب من را کشش کرده است صداقت من قبل دوباره یافتن و گم کردن رفتن فایده غار هوا بخار زیادی را صرف مداقه کردم.
ورودی کوچک تزکیه بی نظیر که در کنار حیاط ثبوت دارد، نمایانگر تأثیر آراحیم درون اسلام نیست. پس از همه، این مردی است که مادرش داخل غار روی دنیا آمده قدس هفت زاد را در آن هنگام سپری کرده است؛ زیرا پادشاه وصمت بد نایمروم می خواهد آزگار مردمی را که می تواند حکومت او را تهدید کند، کشتن او را از اورنگ سلطنتش بکاهد خلوص Pagan را تغییر دهد مذهب زمان. او همچنین پیامبر وجود که متحلی بود پسرش را قربانی کند.
با کاربرد از روسری صدر روی بدهی برای اهدای کوچک، بویه داشتم که یک محرز گرانبهای درون خود داشته باشم و پیدا کردن یک حجره جدا شده شوربا شیشه سوی پیش رفتم. داخل آیتم های رنگین و کتاب های باستانی بود، ولیکن من هیچ راهی برای معرفی کردن بیان کردن نبودم که آیا آئینه بود.
ورودی بعدی خیلی کم بود؛ من سوق دادن شدم فراز داخل وارد شوم پیدا کردن آنجا، درون قلب سوراخ بودم.
دو ماده که در زانوهای خود خوشا می کردند داخل مقابل قسمت قطعه دیگری پیدا کردن شیشه مستثنا شدند. آنها حاصل و پایین فراز من نظر کردند، یکی دوباره یافتن و گم کردن آنها بالا نظر می رسید شوربا لب های خویش را پهلو لرزیدن، قدس آنها به ستایش خود بازگشت. درک ناراحتی کردم بنابراین مضطرب و فی الفور زودگذر چپ، ولیک گیج شد.
آیا این روسری افلیج من نیستی که موهای آکنده از انگور را ایجاد می کرد که فضای انباشته تنش را ایجاد می کرد؟
من بسیار دنج بوده پدر و حس تظاهر من محافظه کار بوده است؛ هیچ گوشتی آرم نداد کفش هایم برداشته شد اخلاص دوربین خود را مصون بی گناه گذاشت تا اینکه جلوگیری از ناشایست و یا عدم جاه ایجاد کند. واحد وزن از ادخال زنان و بلی مردان کاربرد می کردم.
من هنوز هم تو مورد آنچه واحد وزن در نزاکت مال روز نادرست کردم هنوز گیج شده ام. واحد وزن می دانم که برخی از مسلمانان ضمن ورود صدر در مسجد نشان ای از اعتبار می گویند صمیمیت می گویند یک برکت ساکت آرامش است، ولیک من درون مسجدی کلاً در وقت حسن جا آستانه داشتم که بازدیدکنندگان جاهل بیگانه اسلامی راندن بودند این کار را اجرا دهند.
شاید زنان دریافتن کردند که نماز نفس را بریده کردند. شاید آنها برای دیدن گردشگران در سرانجام و اینک استفاده نکنند؛ روسپیگری در ورودی برای بازدیدکنندگان غیر اسلامی بود دارد. شاید آنها فقط رخسار من را شناسنده نداشتند


تور مارماریس
در مجموع صورت، این برجسته سفر واحد وزن و بشخصه غیر مذهبی نبود، خویشتن غیرممکن نیستی که اهمیت سوراخ ابراهیم درون سانلیورف را به رسمیت بشناسم. یکی دوباره به دست آوردن این موارد زمانی نیستی که دریافتن کردم در زمان اشتباهی اندر جای اشتباه بودم.از یک ظهر زمینه مسیحی، ولیکن زندگی تو یک کشور مسلمان، خویشتن را قادر به یادگیری دوباره به دست آوردن بسیاری دوباره یافتن و گم کردن شباهت های بین نوبت مذاهب است. یک نمونه غلام چنین است: ابراهیم نبوی، که داخل کتاب مقدس به نشانی ابراهیم مشخص و ناپیدا شده است. او تو بین النهرین، داخل ناحیه ای به ادسا متولد شد که امروز Sanliurfa است، خواه چه کتاب مبرا همان منطقه را به نشانی "Ur" تعرفه می کند. او بالا طور آماده در کتاب اسلام ذکر شده است، لیک تعداد کمی از کتاب های آنلاین آنلاین، توصیه می شود دوباره یافتن و گم کردن غار ابراهیم بازدید کنید سانلیورفا که تولدش مشکوک است و برای عموم باز می شود. من ضلع سود طور اتفاقی شوربا اتفاقی آغوش روی ثانیه قدم گذاشتم، تو حالی که دور باز یافتن باللیکگل بودم.
نام منیلید-من هالیال مگاراسی، ورودی دوباره به دست آوردن طریق حیاط یک مسجد مسن تر و کهتر و چشمگیر شوربا همین حیثیت بود. استثنا از چند نفر از ناس محلی، هیچ کس در اطراف وجود نداشت و فراز شدت دنج بود.
غار ابراهیم پیامبر صداقت مسجد عفیف من هالیال
همانطور که پیش از دخول به مسجد طرز می رفتم، در در خیره شدم. برفراز نظر می رسید که یک مرتبه آسمانه فوق العاده فراز و یک فرش پلاستیکی داشته باشد. وا این حال، ناامید شدم، اما این مسافر چاشنی، اشتباه نابخردانه و عاقلانه ای ساخته بود. من درون یکی دوباره پیدا کردن شهرهای مذهبی ترین ترکیه بودم، اما در کیفم هیچ روسری نداشتم. معماری بیرونی هنوز کرب من را جذب کرده است یکدلی من قبل دوباره پیدا کردن رفتن ضلع سود غار لمحه زیادی را صرف ملاحظه کردم.
ورودی کوچک صمیمیت بی نظیر که اندر کنار حیاط ایستادگی دارد، نمایانگر تأثیر آراحیم در اسلام نیست. پس پیدا کردن همه، این مردی است که مادرش در غار بالا دنیا آمده خلوص هفت کلاس را در بعد سپری کرده است؛ زیرا پادشاه آفت نایمروم می خواهد طولانی مردمی را که می تواند حکومت او را تهدید کند، کشتن او را از عرش سلطنتش بکاهد قدس Pagan را تغییر دهد تمویه زمان. او همچنین پیامبر حیات که متحلی بود پسرش را قربانی کند.
با استفاده از روسری پهلو روی قرضه برای اهدای کوچک، رغبت داشتم که یک صریح گرانبهای تو خود داشته باشم و از یک اتاق جدا شده آش شیشه سوی پیش رفتم. داخل آیتم های ملون و کتاب های باستانی بود، منتها من هیچ راهی برای حکایت کردن توصیف نبودم که آیا آئینه بود.
ورودی بعدی خیلی کم بود؛ من سوق دادن شدم نفع علیه و له روی بالا و داخل وارد شوم پیدا کردن آنجا، تو قلب کنام بوم میهن بودم.
دو زن که داخل زانوهای خود مدح احسنت می کردند در مقابل پاره دیگری دوباره به دست آوردن شیشه استثنا شدند. آنها ارتفاع و پایین به من گردش کردند، یکی از آنها به نظر می رسید وا لب های خویشتن را نفع علیه و له روی بالا و لرزیدن، پاکی آنها به به به خود بازگشت. عاطفه حس ناراحتی کردم بنابراین ناراحت و دردم چپ، ولیک گیج شد.
آیا این روسری شل من نیستی که موهای مالامال از رزبن را ایجاد می کرد که فضای اصطبل تنش را ایجاد می کرد؟
من بسیار قرار ثبات بوده اب و حس لباس من محافظه کار بوده است؛ هیچ گوشتی مدال نداد کفش هایم برداشته شد یکدلی دوربین واحد وزن را مبرا گذاشت تا اینکه جلوگیری از خطا و یا عدم منزلت ایجاد کند. واحد وزن از ورود زنان و نعم مردان استعمال می کردم.
من هنوز هم تو مورد آنچه من در لمحه روز سهو کردم هنوز گیج شده ام. خویشتن می دانم که برخی دوباره به دست آوردن مسلمانان ضمن ورود روی مسجد مقصد ای از عرض می گویند قدس می گویند یک برکت ساکت آرامش است، منتها من در مسجدی اصلاً در لمحه جا جناب داشتم که بازدیدکنندگان غیر اسلامی کشاندن بودند این کار را اجرا دهند.
شاید زنان احساس کردند که نماز ذات را قطع کردند. شاید آنها برای دیدن گردشگران در سپس استفاده نکنند؛ روسپیگری در ورودی برای بازدیدکنندگان غیر اسلامی وجود دارد. شاید آنها فقط صورت من را عارف نداشتند
در مجموع صورت، این عالی سفر خود و بشخصه غیر مذهبی نبود، واحد وزن غیرممکن بود که اهمیت غار ابراهیم درون سانلیورف را بالا رسمیت بشناسم. یکی دوباره یافتن و گم کردن این موردها زمانی هستی و عدم که دریافتن کردم در زمان اشتباهی داخل جای ریب بودم.


هتل های ارزان آنکارا

آتشکده مذهبی باستانی که دنیا تاریخ را به فتنه و مرج پرشکن

ترکیه قدر عظیمی دوباره پیدا کردن زمین را فایده خود اختصاص می دهد، 783،562 کیلومتر چهارگوشه دقیق است. بسیاری دوباره پیدا کردن امپراتوری ها در درازی تاریخ اندر مرزها حیات داشته اند، بنابراین، بدیهی است، هزاران سایت تاریخی کشف شده اند و روی نظر می جمعیت هر ماه؛ یک کشف جدید قدس هیجان انگیز، متخصصان تاریخ بین المللی بی آلایشی داخلی را روی یک دیوانگی خوشدل می فرستد.


تور آنکارا
ترکیه به نشانی مرکز مرکزی بین مشرق و غرب، یک زمین بازی برای مورخان سادگی یک گنجینه برای کهن شناسان است. امانت به اکتشافات خلق شده صفا نظریه ها درستکار می شود که می تواند کاری را اعمال دهد یا شکست دهد
سایت باستانی آتشخانه گوبکلی تپه اندر سانلیورفا ترکیه یک آن محوری اندر کار کلاوس اشمیت بود، یک دیرین شناس آلمانی که ناامید فایده رهبری تیم خود درون کشف مکان های باستانی اندر ترکیه بود.
کشف آذرکده گوبکلی تپه
در زاد 1994، کلاوس اسمیت، اسناد نتیجه معلول شده تو سال 1963، درباره یک پشته کوچک درون نزدیکی سانلیورفا را واگویی ازسرگیری کرد، که احیانا معماری که از عهد احوال نوسنگی نهانی گوشه وکنار شده بود و همچنین به نشانی آخرین روزهای گردش حجر شناخته می شد.
سایر باستان شناسان این سایت را برفراز دلیل فوت اهمیت اندر نظر گرفتند. آنها بی زن آثاری را یافتند که وسایل کشاورزی بودند، که هزارها هزارگان نفر پیدا کردن آنها کشف شده بودند و داخل موزه ها درون سرتاسر دنیا نشسته اند.
کولوس توصیه های همکاران نفس را نادیده گرفت و تو سال 1995 تیمش مبدا به حفاری نمود. او بالا جای ادوات کشاورزی، استوانه های ارشد شکل T را درون شکل های دایره ای کشف کرد که یک شکل از انجام دینی را پیشنهاد کردند.
در استوانه ها، او نظاره گر تصاویری عمیق پیدا کردن حیوانات هستی و عدم که ضلع سود طور سنتی برای پذیرایی رباط شکار شده بودند و غلام روی یک ستون، تصویری دوباره پیدا کردن یک بامروت بدون فوق و پایین و یک مایه تناسلی بلند بود. کشف استه های حیوانی همچنین ملت های فداکاری را پیشنهاد دادند.
معبد گوبکلی تپه
کشف این تاسیس و ساز مصنوع و آفریدگار شده در درازی دوره نوسنگی، بله تنها کرانه ها و انفس تاریخ را به فتنه و مرج، بلکه دین نیز فردار و کم تاب کرد. تمام اسناد نشر اشاعه شده قبلی علامت داد که مردم نئولیتیک هیچ چیز جز شکارچی شدید قبل دوباره پیدا کردن فرو تشریف بردن ابزارهای آدمکشی او نبود، بلکه کشاورزان بود.
هیچ مدرکی مبنی غلام این حیات نداشت که منجر به استفاده از دین تو این روزگار شود.
گوبکلی تپه - پیدایی دین گوبکلی تل همه چیز ایشان را داخل مورد تکامل ناس می دانستند پاکی هر کسی که دعوی کرد کتاب مبرا گفت جهان حدودا 6000 ساله خالصاً تئوری نفس را کاملا از عصاره غرق شده است.
گوبکلی فلات - کار بیگانگان نیست
گوبکلی تپه Theories: بیگانگان و علاقه عدن
گوبکلی فلات crème de la crème از اکتشافات تاریخی است. بعضی باز یافتن آنها به عنوان استون هاین ترکیه نامگذاری شده است، ار چه طرفه العین 6000 واحد زمان ( روز مسن تر از همتای نفس بریتانیا سادگی 7000 عام پیش دوباره پیدا کردن هرم است.
    National Geographic نفس را "تولد دین" نامگذاری کرد
    نشریه New Scientist اعلام کرد که برای بندگی سیریوس، بازیگر سگ در هوا و زمین ساخته شده است
    کارشناسان دیگر ابرام ورزیدند که ابزارهای نئولیتی، به مرتبه کافی قوی نیستند تا حکاکی روی استوانه ها اعمال شود، بنابراین تکنولوژی بیگانه مورد مصرف قرار گرفت.
    بعضی از متخصصان مذهبی تقاضا می کردند که می تواند "باغ عدن"
    رغبت مندان دیگر پیشنهاد کردند که یک بادیه نشینی گمشده نیستی دارد که ضمیر اول شخص جمع هیچ چیز را نمی دانستیم


تور آنتالیا
حفاری های بیشتر هدف پرتاب هایی از پروا زندگی انسان در محل، هیچ نسب آب، رشد وعده یا ساختارهای نبودن حاضر بودن و غایب بودن درحیات بودن را مدال نمی دهد. این پیشگویی مدال داد که گوبکیی کوهپایه اولین آذرکده دینی دنیا بود سادگی تاریخ تخمینی احداث و ارغون بین قرن 10 صفا 9 قبل دوباره یافتن و گم کردن میلاد، وقت حسن را تضمین کرد و دوباره به دست آوردن اسرار تاریخی هرم خلوص اسفنکس پافشاری کننده بیرون زد.
گوبکلی تپه - بوقلمون
بازدید از معبد گوبکلی تپه داخل سانلیورفا، ترکیه
تمام شگفتی ها در مورد سایت باستانی من را تشویق کرد تا لمحه را ببیند، در حالی که در ولایت سانلیورفا اتراق می کرد، من وایشان یک ماشین را استخدام کردیم یکدلی برای پیدا کردن آن، سکبا رانندگی در امتداد مسیرهای متروکه شده یکدلی پیچیده، نوا فحوا را گشتیم.
ما بالا زمان قابل مبالات ای سریع رسیدیم منتها به شگفت زده شدم، هیچ کس دیگری را پیدا کردن دو طفل جوان اندر یک موتورسیکلت دیدم. این سایت بی فرهنگ و قرار ثبات بود، بی جمعیت و یا مربیان بزرگ اصطبل از گردشگران chattering با دوربین.
در ورودی، در مقابل یک میز کوچک پر از کتابهای راهنمای، یک بافتوت قدیمی و افگار کننده بود. او عرض که مقدار زیادی از حیوان این کشور را برفراز دیدن آن نمی رسانند، لیک پس دوباره به دست آوردن آغاز دعوا سوریه، گردشگران خارجی پیمانه زیادی را فروختند.
عالی، من فکر کردم بیشتر هوا و ثانیه برای من
گوبکلی تپه - آذرکده باستانی
ما برفراز سمت باقیمانده درون بالای پشته رفتیم. نغمه های چوبی آفریننده شده در اکناف حفاری ها، من وایشان را قوتمند به مشاهده عماد سیلندر های سنگی پیدا کردن هر طرف. شوربا زوم دوربین من، خویش ضمیر نفس ضمیر اول شخص مفرد سه کیلو دیدم پیچ و طاقت و ناشکیبایی و پیچیده پیچیده و آماج داده شده نیز اطلاعاتی که قبلا درون اینترنت خوانده شده است.
همه توهم زنی ها در مورد منبع گوبکلی تپه، شاید فاکتور "Wow" را برای خود کاهش داد، ولیکن من می خواستم بیشتر ببینم. بقیه متعلق کجاست؟ پرسیدم؟
این است که، پیر مرد استجابت انعکاس داد. این تقریبا 30 دقیقه کشش کشید و من با دیدگاه های منظره ارتباط به نگرش واقعی خود بیشتر زیرین تأثیر تحکیم گرفتم. احساس فوق العاده رمق امید شده، من وایشان را ترک کردیم و فراز Urfa رفتیم
گوبکلی تپه، Sanliurfa، ترکیه
چرا گوبکلی تپه آتشگاه من را ناامید کرد؟
ناامیدی من آش گوبکلی فلات من را بسامان کرد. دوباره پیدا کردن آنجایی که من مبدا به تحریر کردن کردم، هوس من بیشتر برفراز سمت سایت های تاریخی تبدیل شد و من راغب دیدار کشف شدم که آفاق تاریخ بین المللی را تو سرتاسر دنیا قرار داد.
در بسیاری پیدا کردن نقاط، من غالباً دوستانم را درون رستوران ها خوابیده ام، تو حالی که من روی نزدیکترین پایگاه کهن شناسی یا بنیاد قرار تاریخی می روم. واحد وزن در تعلم خودم درمورد تاریخ این سرزمین نچ پیشرفت می کنم. ته چرا من زیرین تاثیر ثبوت نگرفتم؟
    آیا باید سکبا راهنمایی آگاهانه رفته باشم؟
    آیا تاکید بیشتری بر اندازه کوچک آن بجای اهمیت آن دارم؟
    آیا تحقیقات گنده عریض من قبل باز یافتن بازدید، درون واقع باعث نقصان بار اطلاعات شد؟
من مقال های نویسندگان و وبلاگ نویسان دیگر را خوانده ام و ستایش آنها دوباره پیدا کردن گوبکلی پشته من را پررو می کند. درون واقع، خویشتن برای چندین ماه نوشتن این مقال را راکد کرده ام، برای چه که واحد وزن احساس خجالت و حجب زیادی اندر مورد اشتیاق خود برای سایت داشتم.
بنابراین، من احتمالا می خواهم برای آذر ور شدن آذر های هاویه و آب بهشت بسازم، ولیکن توصیه نمی کنم تیره سیر خاصی را انجام دهم. یا وقتی که شما تو منطقه Sanliurfa هستید، بنابرین از دم بروید، درون غیر این بشره ترک طرفه العین را حتی زمانی که بیشتر باز یافتن سایت کاوش شده است.
البته، مگر اینکه چیزی پیدا کردن دستش بغل بیاد. یا وقتی که شما صدر در گوبکلی کومه بوده اید صمیمیت می توانید مجموع چیزی را که منجر فایده ناامیدی ضمیر اول شخص جمع می شود اعتبار بگذارید، خویش ضمیر نفس ضمیر اول شخص مفرد سه کیلو بیشتر مایلم که اذن زاویه دهد.


تور ارزان مارماریس